close
تبلیغات در اینترنت
نوجوان

تبلیغات

ما را دنبال کنید

جستجوگر

آمارگیر

  • :: آمار مطالب
  • کل مطالب : 121
  • کل نظرات : 21
  • :: آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 1
  • تعداد اعضا : 2
  • :: آمار بازديد
  • بازديد امروز : 44
  • بازديد ديروز : 3
  • بازديد کننده امروز : 1
  • بازديد کننده ديروز : 2
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل ديروز: 0
  • بازديد هفته : 50
  • بازديد ماه : 92
  • بازديد سال : 715
  • بازديد کلي : 24,760
  • :: اطلاعات شما
  • آي پي : 54.144.82.216
  • مرورگر :
  • سيستم عامل :

کدهای اختصاصی

    سلام دوست عزیز،به وبسایت خوش آمدید درضمن شما میتوانید باعضویت درانجمن وبسایت ، ازامکانات انجمن بهره مند شوید ومشکلات وسوالات خود را میتوانید درانجمن باما درمیان بگذارید تا من ودوستان دراسرع وقت به سوالات و مشکلات شما پاسخگو باشیم باتشکر مدیریت وبسایت ،سیدعلی حسینی
    بهداشت محیط ravanshenasi-ayande.rozblog.com Real PR

    کدهای رایگان وبلاگ


    Up Page

 

یک پیرمرد بازنشسته، خانه جدیدی در نزدیکی یک دبیرستان خرید. یکی دو هفته اول همه چیز به خوبی و در آرامش پیش می رفت تا این که مدرسه ها باز شد. در اولین روز مدرسه، پس از تعطیلی کلاسها سه تا پسربچه در خیابان راه افتادند و در حالی که بلند بلند با هم حرف می زدند، هر چیزی که در خیابان افتاده بود را شوت می کردند و سروصداى عجیبی راه انداختند. این کار هر روز تکرار می شد و آسایش پیرمرد کاملاً مختل شده بود. این بود که تصمیم گرفت کاری بکند.
روز بعد که مدرسه تعطیل شد، دنبال بچه ها رفت و آنها را صدا کرد و به آنها گفت: «بچه ها شما خیلی بامزه هستید و من از این که می بینم شما اینقدر نشاط جوانی دارید خیلی خوشحالم. منهم که به سن شما بودم همین کار را می کردم. حالا می خواهم لطفی در حق من بکنید. من روزی ١٠٠٠ تومن به هر کدام از شما می دهم که بیائید اینجا و همین کارها را بکنید.»

بچه ها خوشحال شدند و به کارشان ادامه دادند. تا آن که چند روز بعد، پیرمرد دوباره به سراغشان آمد و گفت: ببینید بچه ها متأسفانه در محاسبه حقوق بازنشستگی من اشتباه شده و من نمی تونم روزی ١٠٠ تومن بیشتر بهتون بدم. از نظر شما اشکالی نداره؟

بچه ها گفتند: «١٠٠ تومن؟ اگه فکر می کنی ما به خاطر روزی فقط ١٠٠ تومن حاضریم اینهمه بطری نوشابه و چیزهای دیگه رو شوت کنیم، کورخوندی. ما نیستیم.» و از آن پس پیرمرد با آرامش در خانه جدیدش به زندگی ادامه داد
 

ارسال نظر

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

نظرات ارسال شده


  1. علی : سلام خیلی عالیه مطالبتون
    کمکم کرد
    بعدا میخواسم درمورده یچیزم کمکم کنین بهتون ایمیل میزنم
    مرسی

ممکن است به این موارد نیز علاقه مند باشید:

درباره ما

روانشناسی::مشاوره::انجمن روانشناسی،تست روانشناسی
همانطور که سلامت جسم برای همه ما مهم است, سلامت روان هم مهم است... پس: کسانی که سراغ روان شناس می روند بیمار نیستند و کسانی که روان شناس می شوند دنبال بیمار نیستند ما فقط کنار هم ایم تا لحظاتی که می پرسیم "چرا ما؟" به همدیگر بهترین زندگی را هدیه دهیم " امیدواریم وبلاگ روانشناسی سهمی در موفقیت شما توی زندگیتون داشته باشه ، هرچند این موفقیت حاصل اراده شماست و ما فقط واسطه ایم... " " به امید روزی که همه مردم سرزمین من لبخند به لب داشته باشند... " سلام دوست عزیز،به وبسایت خوش آمدید درضمن شما میتوانید باعضویت درانجمن وبسایت ، ازامکانات انجمن بهره مند شوید ومشکلات،سوالات و پست های(موضوع روانشناسی ومشاوره) خود را میتوانید درانجمن باما درمیان بگذارید تا من ودوستان دراسرع وقت به سوالات و مشکلات شما پاسخگو باشیم باتشکر مدیریت وبسایت ،سیدعلی حسینی

ارتباط با مدیر

ارتباط با مدير